تبلیغات
اللهم عجل الولیک الفرج

سلام . به وبلاگ من خوش اومدید.

 

 

امیدوارم  از وبلاگم خوشتون  بیاد.

 

 

لطفا نظر یادتون نره...

 

 

اجرتون با امام زمان...

 



تاریخ : پنجشنبه 3 تیر 1395 | 07:46 ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات

حق، معرفت به هر نگاهم داده / در حلقه ی عشق خویش راهم داده
اینها همه علتش فقط یک چیز است / ایرانی ام و رضا پناهم داده . . .
میلاد مسعود ولی نعمت ما، آقا امام رضا مبارک

 

 

 

ای آستان قدس تو تنها پناه من
ای چلچراغ چشم تو، خورشید راه من
ای مظهر عنایت حق هشتمین امام
ای خاک پاک مرقد تو بوسه گاه من
میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد

 

 



تاریخ : پنجشنبه 21 مرداد 1395 | 02:55 ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات

Martyrdom-of-Imam-Sadeq-1

 

شهادت ششمین شمع روشنگر و وصی پیغمبر، تسلیت و تعزیت باد.

 

 

 



تاریخ : جمعه 8 مرداد 1395 | 04:51 ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات
در دلم مانده عشق را میگویم به کوچکی دلم که زود میگیرد و هوای تو را دارد!
و دلم تنگ خداست!
 
 


تاریخ : دوشنبه 4 مرداد 1395 | 10:58 ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات

 لطیفا!

تا به کی خورشید دل هایمان پشت ابر غیبت نهان خواهد ماند


   تا به کی حسرت دیدار نور بر دیدگانمان سایه خواهد افکند 


  مهربانا!

 تمام عمرمان در پاییز گذشت 


 در انتظار بهار روشنایی  


 خداوندا! 

 مروارید های دلتنگی مان را حلقه های گلی ساخته ایم 

  سنگ فرشی باشد بر قدوم دلدار  

 کریما!

بهترین آفریننده خود را بر ما بنمای

 آرزویمان 

 حضور نور

 در کنارمان است

السلام علیک یا ابا صالح المهدی(عج)



تاریخ : دوشنبه 4 مرداد 1395 | 10:50 ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات

چندگاهیست وقتی می گویم:

 

«اللهم کل لولیک الحجة بن الحسن»

 

با آمدن نام دلربایت دلم نمی لرزد

 

 چندگاهیست وقتی می گویم: «صلواتک علیه و علی آبائه »

به یاد مصیبتهای اهل بیتت اشک ماتم نمی ریزم

 

چندگاهیست وقتی می گویم: «فی هذه الساعة»

 

دگر به این نمی اندیشم که در این ساعت کجا منزل گرفته ای

 

چندگاهیست وقتی میگویم: «و فی کل الساعة»

 

دلم نمی سوزد که همه ساعاتم ازآنِ تو نیست

 

 چندگاهیست وقتی می گویم: «ولیا و حافظا»

 

احساس نمی کنم که سرپرستم، امامم، کنار من ایستاده و قطره های اشکم را به نظاره نشسته است

 

 چندگاهیست وقتی می گویم: «و قائدا وناصرا»

 

به یاد پیروزی لشکرت، در میان گریه لبخند بر لبم نقش نمیزند

 

چندگاهیست وقتی می گویم: «و دلیلا و عینا»

 

یقین ندارم که تو راهنما و نگهبان منی

 

چندگاهیست وقتی می گویم: «حتی تسکنه أرضک طوعا»

 

یقین ندارم که روز حکومت تو بر زمین، من هم شاهد مدینه فاضله ات باشم

 

چندگاهیست وقتی می گویم: «و تمتعه فیها طویلا»

 

 به حال آنانی که در زمان طولانی حکومت شیرین تو ،طعم عدالت را می چشند غبطه نمی خورم

 

اما چندگاهیست دعای فرج را چندبار می خوانم

 

تا هم با آمدن نامت دلم بلرزد،

هم اشکم بریزد، هم در جست و جویت باشم،

هم سرپرستم باشی،

هم به حال مردمان عصر ظهور غبطه بخورم وهم احساس کنم خدا در نزدیکی من است...

 

و باز هم با شرم می گویم : اللهم عجل لولیک الفرج

 

 



تاریخ : جمعه 25 تیر 1395 | 04:10 ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات

آقاجان

دلم

آرامش

وارونه

میخواهد...

اللهم عجل لولیک الفرج

.

.

.

.

چه تکلیفِ سنگـــــینی است :

 ” بلا تکـــــلیفی ”

 

وقتی که نـــــمیدانم منتظرت ماندم

یا فقط خودم را به انتظار زده ام آقا...

 

 

 

 



تاریخ : جمعه 25 تیر 1395 | 04:09 ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات

 

 

از درد کهنه ای که مداوا نمیشود
یا میشود گلایه کنم یا نمیشود
اینک سلام حضرت عیسی تر از مسیح
لطفت نگو که شامل ماها نمیشود
ای من فدای پنجره فولاد چشمهات
از بغض من چرا گرهی وا نمیشود؟
یوسف ترین عزیز !مرا تا خودت بخوان
هرچند این غریبه زلیخا نمیشود
امضاء : کسی که با همه ی ریزنقشی اش
در بیکران چشم شما جا نمیشود

 

 

دلم کمی هوای لطیف میخواهد
فقط کمی ...
کمی عطر زعفران ،
کمی رزق حضرتی ،
چند رج تسبیح شاه مقصود ،
و چند دانه فیروزه شیخ شوشتری ...
دلم ... حرم میخواهد 
فقط کمی ...
یک کُنج میخواهد از نوع ایوان مقصوره برای گفتگوهای خصوصی ...
راستش ، دلم عشق میخواهد ... 
اصلاً دلم یک امام میخواهد ... 
همه را انکار میکنم ، دلم تو را میخواهد ...
امام من ...
دستان ِ تهی ام را دخیل پنجره فولادتان میبندم
نمی گویم راه نشانم دهید ...
دستانم گرفته و در راهم آورید ....

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
تاریخ : یکشنبه 20 تیر 1395 | 04:47 ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات



تاریخ : سه شنبه 15 تیر 1395 | 07:49 ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات

خداحافظ ای ماه غفران و رحمت
خداحافظ ای ماه عشق و عبادت
خداحافظ ای ماه نزدیکی بر آرزوها
خداحافظ ای ماه مهمانی حق تعالی
خداحافظ ای دوریت سخت و جانکاه
خداحافظ ای بهترین ماه الله

.

.

.

.

و چقدر سخت است که این عزیزترین عید را
بدون آن عزیزترین غایب از نظر بگذرانیم …
اللهم عجل لولیک الفرج
عید فطر مبارک

 

 

 

 

 

 

 

 

 



تاریخ : سه شنبه 15 تیر 1395 | 07:48 ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات

به نام آن كه انسان را مسافر كاروان انتظار گردانید

سلام اى گل نرگس، اى كه شیرین ترین انتظار، انتظار توست

و بهترین منتظر، منتظر توست

مى توانم در یك كلمه پر معنا بگویم:

گر عشقى هست و عاشقى

نام تو معشوق و من عاشق و شیفته توأم

در انتظارت مى مانم و از خداى بزرگ مى خواهم كه ظهورت را نزدیك گرداند

ما محتاج یك نگاه گذراى شما هستیم، زودتر ظهور كن و قلب رهبرمان را شاد گردان

ما و رهبرمان در انتظار تو مى مانیم.

خدا كند كه بیایى و ما هم یكى از یارانتان باشیم

 

 

 



تاریخ : یکشنبه 13 تیر 1395 | 05:05 ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات

تولدم مبارک

 

 

 

 

تولدم مبارک

 

 

یک سال دیگه گذشت



منم یک سال بزرگتر شدم...



یـکسالی که نمی دونم توش واقعا تونستم « بزرگ »بشم یا نه ؟ ...



تونستم همونی باشم که هستم ؟ ...



نمی دونم ... شاید اونجوری که می خواستم باشم نبودم....



ولی یکسال بزرگتر شدم...اونم خیلی سریع....



خدایا دلم هوای دیروز رو کرده هوای روزهای کودکیمو دلم میخواد



مثل دیروز قاصدکی بردارم و آرزوهام رو به دستش بسپرم



دلم میخواد دفتر مشقم رو باز کنم و دوباره تمرین کنم الفبای زندگی رو



میخوام خط خطی کنم تمام اون روزایی که دل شکستم و دلمو شکستن

 

 



تاریخ : یکشنبه 13 تیر 1395 | 02:54 ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات

 

* حقا که تو از سلاله فاطمه ای/ با نصرت خود درد مرا خاتمه ای/ زیباتر از این نام ندیدم همه عمر/ سید علی الحسینی الخامنه ای


* ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم/ در ره عشق جگردارتر از صد مردیم/ هر زمان بوی خمینی(ره) به سر افتد مارا/ دور سید علی خامنه ای می گردیم





تاریخ : جمعه 11 تیر 1395 | 01:40 ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات


تاریخ : یکشنبه 6 تیر 1395 | 04:57 ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات

دانشجو بود…دنبال عشق و حال،خیلی مقید نبود،
تو یخچال خونه ش مشروب هم میتونستی پیدا کنی….
از طرف دانشگاه اردو بردنشون قم…
قرار شد با مرحوم آیت الله بهجت(ره)هم دیدار داشته باشن
از این به بعد رو بذارید خود حمید براتون تعریف کنه…
وقتی رسیدیم پیش آقای بهجت…بچه ها تک تک ورود میکردن و سلام میگفتن......


ادامه مطلب
تاریخ : یکشنبه 6 تیر 1395 | 04:53 ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات

تصویری تکان‌دهنده از یک شهید مدافع حرم ،

این شهید عزیز قبل از اینکه روحش برای همیشه به آسمان پرواز کند

انگشت در خون خود زد و نوشت :

«سقطنا شهداء ولن نرکع. انظرو دمائنا و تابعوا الطریق»

یعنی : در خون خود غلتیدیم و هیچگاه تسلیم نخواهیم شد.

به خون ما بنگرید و راهمان را ادامه دهید



تاریخ : یکشنبه 6 تیر 1395 | 04:23 ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات
تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.